ما تمام نمی شویم !

یک عمر نوشتیم برای خوانده شدن و کسی نخواند و آن هایی هم که خواندند حاشیه ر‌‌‌‌ا بر درد واژه ها عزت بخشیدند و ما ماندیم و روسیاهی نزد سطرها ! این بار می نویسم برای نخوانده شدن ..

مردم یا متوجه منظور من می شوند یا نمی شوند ، من یک مفسر نیستم !

پربیننده ترین مطالب

ما تمام نمی شویم !

یک عمر نوشتیم برای خوانده شدن و کسی نخواند و آن هایی هم که خواندند حاشیه ر‌‌‌‌ا بر درد واژه ها عزت بخشیدند و ما ماندیم و روسیاهی نزد سطرها ! این بار می نویسم برای نخوانده شدن ..





توهم دوران کودکی ! #موقت

پنجشنبه, ۱۳ مهر ۱۳۹۶، ۰۵:۴۴ ب.ظ

این بار میخواستم آن دفتر آبی رنگ‌ را هر طور شده پیدا کنم . همان بی نوا که اسباب کشی بلعیدش! نیمی از داستان « غمگین ترین شورشی ها » را با خود داشت لعنتی .. اگر پیدا نمیشد ایده ی آن داستان می مرد ! در بین جستجوهایم به دفتر کوچک سفیدی میرسم ، رویش با خط بدی نوشته شده « دفتر شعر من . لطفاً بدون اجازه باز نکنید ! تاریخ شروع : ۱۳۸۹ »  در صفحه ی اول یک مشت تهدید و خواهش مبنی بر نخواندن دفتر به چشم میخورد ‌، تک خنده ای میکنم ؛ آخر من در آن سن چه چیزی برای نوشتن داشتم که انقدر هم مصر بودم کسی نگاهش نکند؟ 

با خواندن دفتر تشری به خودم می زنم و میگویم « آدم به خودش هم میخندد؟ » جای شما خالی ، یک مشت کلمه ی بی معنی را کنار هم نوشته بودم . محض دلخوشی قافیه ای هم نداشتند .. آخر صفحه هم پررنگ اضافه کرده بودم « این شعر متعلق به من میباشد ، خواهشا کپی برداری نکنید D: » 

یکی از نوشته هایی که موجبات شادی ام را فراهم کرد را می آورم ، البته اضافه کنم که چندین ساعت درگیر رمز گشایی دست خطم بودم ! گویی نسخه ی پزشک بود پدربیامرز ! 

« بهار ای همسنگر طبیعت 

شهر نشینیِ تو چو بیعت D: 

با تو چه خوب و امیدوارم

صفای بستر این روزگارم  » 

معنی هم نمیدهد لعنتی .. من از شما میپرسم ،صفای بستر این روزگارم یعنی چه ؟ تازه الان محض آبرو داری خوبش را آورده ام . از  اخبار و غیره کلمات بیعت و بستر را شنیده بودم ، بدون دانستن معنی شعرسرایی کرده بودم برای خودم ! 

نتیجه ای اخلاقی این بود که حواستان به بچه های خانواده باشد ، نگذارید طفل معصوم ها آثاری خلق کنند که پس فردا به خودشان بخندند ! 

نتیجه ی اخلاقی دوم هم اینکه مواظب باشید وسایتان را گم نکنید ! بد است . 

و من الله توفیق

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۱۳
khidnevis ..

نظرات  (۷)

نه تو همه ی بچه ها فراگیر نیست همه ی دوستام نداشتن و من کلی کلاس مسذاشتم که دفترایی دارم که توشون راز مینویسم :دی 
من هنوزم نسبت به بقیه دوستام خیلی دفترو دفترچه دارم !
من نه یک دفتر که چندین دفتر و سررسید که همه شونم اولش کلی تهدید و قسم و ایه که کسی نخونه و اگه بخونه من نمیبخشم خخ
و گفتم بعد از مرگم بخونید :دی 
یک عالمه متن و شعر خنده دار 
پاسخ:
D: پس این قضیه توی بچه ها فراگیره 
۰۶ اسفند ۹۶ ، ۱۸:۲۰ ....جلیس العقل ....
ممنون
۱۴ مهر ۹۶ ، ۲۲:۴۰ علیـ ــر ضــا
اوه اوه چقدر دانا 😂
حرفه ای هستید واسه خودت 😋

پاسخ:
نفرمایید .. به پای شما نمیرسیم 😋
دمت گرم و سرت خوش باد
مرا چون تو دانشجویی آرزوست
پاسخ:
کو تا زمان به دانشجو شدن همسالان من برسد استاد
سپاس فراوان از نگاهتان
چقدر جالب منم توی اولین دفتر خاطرات و دلنوشته هام اولین صفه اش نوشته بودم لطفا به دفترم دست نزنید هر کی بخونه حلالش نمیکنم عجب دورانی داشتیم اتفاقا منم شعر بی معنی زیاد میگفتم 😂
پاسخ:
😂 پیشنهاد میکنم آثار باقی مونده رو سریعا از دسترس دیگران خارج کنید که مثل من موجبات خنده نشید
خیلی باید حرفه ای باشی که بدون دونستن معنی ، شعر بگیا😄
دمت گرم
پاسخ:
😅 تا دلت بخواد شعر بی معنی هست تو این دوره ، شاعراشونم بچه نیستن!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی